تبلیغات
تغذیه و سلامت - معرفی و دانلود کتاب "روزه می تواند زندگی تو را نجات دهد"
 

Google

در این وب سایت


























تغذیه و سلامت
رژیم غذایی سالم و تاثیر آن بر سلامت و بهبود بیماری ها - نوع تغذیه و سبک زندگی است که سلامتی پایدار را به ارمغان می آورد




امروز یک کتاب خوب در مورد روزه به علاقه مندان تندرستی معرقی می کنیم و قسمت هایی از این کتاب را می آوریم .
"روزه می تواند زندگی ات را نجات دهد !" کتابی است بسیار گرانبها و ارزشمند اثر دکتر هربرت شلتون که
دکتر فرخنده در سال 1384 آن را به فارسی ترجمه کرده است. این کتاب خوب را انتشارات نسل نواندیش چاپ کرده است.
این کتاب را می توانید به صورت PDF از اینجا  دانلود کنید .

نکته ی مهمی که در ابتدای این مطلب باید عرض کنم این است که روزه مورد اشاره در این کتاب روزه دینی نیست بلکه روزه آب است، یعنی شخص روزه دار با توجه به نوع بیماری و یا هدفی که از گرفتن روزه دارد، به مدت یک تا چهل روز و حتی بیشتر به غیر از نوشیدن آب چیز دیگری نمی خورد.  در ادامه مطلب فهرست مطالب کتاب را به همراه بخش هایی از آن می آوریم.

فهرست مطالب کتاب

مقدمه مترجم (ص 7)
درباره نویسنده (ص 11)
انجمن عمومی روش طبیعی تندرستی در آمریکا (ص 13)
     برای یک زندگی طبیعی همگام با
طبیعت (ص 13)
پیشگفتاری از دکتر طب، فریتس بکر (ص 17)
پیشگفتاری درباره چاپ دوم (ص 23)
مقدمه ای درباره چاپ اصلی (ص 31)
بخش اول: روزه گرفتن شامل حال شما نیز می شود! (ص 37)
بخش دوم: چگونه
چربی های اضافی ذوب می شوند (ص 49)
بخش سوم: زندگی بدون غذا (ص 61)
بخش چهارم: گرسنگی علیه اشتهای خوردن (ص 71)
بخش پنجم: دلایل چهارگانه برای روزه گرفتن (ص 83)
بخش ششم: زیاد شدن نیروی بدن (ص 93)
بخش هفتم: آیا روزه می تواند کُشنده هم باشد؟ (ص 99)
بخش هشتم: آیا روزه می تواند درمان کند؟ (ص 105)
بخش نهم: طبیعت- روزه: کجا و چه وقت و چه مدت؟ (ص 113)
بخش دهم: از روزه چه انتظاراتی می توان داشت؟ (ص 125)
بخش یازدهم: چند شرط ضروری برای روزه گرفتن (ص 133)
     1- آماده سازی (ص 135)
     2-
آرامش و استراحت (ص 136)
     3- فعالیت های بدنی (ص 138)
     4- دما (ص 139)
     5- آب (ص 139)
     6- دوش گرفتن (ص 140)
     7- گرفتن حمام آفتاب (ص 141)
     8- تخلیه کردن روده به طور مصنوعی (ص 142)
     9- داشتن دردهای شدید (ص 143)
بخش دوازدهم: روزه شکستن (ص 145)
بخش سیزدهم: آیا می توان به وسیله روزه سالم شد؟ (ص 153)
بخش چهاردهم: جوان شدن به وسیله روزه (ص 163)
بخش پانزدهم: اضافه وزن به وسیله روزه (ص 173)
بخش شانزدهم: آیا بچه ها نیز باید روزه بگیرند؟ (ص 179)
بخش هفدهم: نقش روزه در بیماری های لحظه ای (زودگذر) (ص 189)
بخش هجدهم: نقش روزه در بیماری های طولانی (مزمن) (ص 197)
بخش نوزدهم: اثر روزه در گریپ و سرماخوردگی (ص 205)
بخش بیستم: خشکی مفاصل و بافت ها (ص 213)
بخش بیست و یکم: آسم (ص 223)
بخش بیست و دوم: آرتریتیست: دو سال - یا بیست و هشت سال (ص 233)
بخش بیست و سوم:
زخم معده (ص 247)
بخش بیست و چهارم: میگرن (ص 261)
بخش بیست و پنجم: عطسه کردن های متوالی توأم با تب کردن (آلرژی) (ص 265)
بخش بیست و ششم: فشار خون (ص 271)
بخش بیست و هفتم: روزه گرفتن و تأثیر آن روی قلب (ص 277)
بخش بیست و هشتم: عفونت روده بزرگ (کولیت) (ص 291)
بخش بیست و نهم: بیماری های پوستی (ص 307)
بخش سی اُم: بزرگ شدن غده پروستات (ص 315)
بخش سی و یکم: بیماری های جنسی "سوزاک" (ص 323)
بخش سی و دوم: بیماری لرزش اندام ها (ص 329)
بخش سی و سوم: عفونت کلیوی "نفریت" (ص 339)
بخش سی و چهارم: سنگ صفرا (ص 347)
بخش سی و پنجم: ساختن زخم و غده در پستان (ص 357)
بخش سی و ششم: نازایی در زنان (ص 365)
بخش سی و هفتم: روزه گرفتن در هنگام حاملگی (ص 369)
چند جمله در خاتمه (ص 377)
معرفی چند کتاب (ص 379)

مقدمه مترجم (دکتر فرخنده)

درست در زمانی که در اوج نا امیدی بودم و دنبال امیدی می گشتم یکی از کسانی که به وسیله روزه گرفتن بیماری آلرژی خود را درمان کرده بود خواندن این کتاب را به من پیشنهاد کرد. در آن روزگار من از دکترها قطع امید کرده بودم و سرگردان و بریده از همه به دنبال روش درمانی دیگری غیر از روش دکترها می گشتم که در آن شرایط بحرانی با این کتاب آشنا شدم. از آنجا که از خانواده ای مذهبی بودم در گذشته بارها از سنین ده دوازده سالگی روزه گرفته و به همین خاطر با روزه گرفتن تا اندازه ای آشنا بودم، اما نه روزه ای که در این کتاب به آن پرداخته شده است.

پس از تهیه و خواندن این کتاب تصمیم گرفتم که روزه بگیرم و این نوع روزه گرفتن را هم تجربه کنم، بدون این که اطلاعی داشته باشم که با گرفتن این نوع روزه بدنم چه واکنش هایی را نشان می دهد و در هنگام روزه چه مشکلات و بحران های پاکسازی می تواند پیش آید.

قبل از این که روزه داری را شروع کنم وزنم بالا بود و راه رفتن برایم مشکل شده بود و نه تنها در پاها با مشکلات بسیاری مواجه بودم، بلکه زخم معده و اثنی عشر هم داشتم و کلیه ی دوبار عمل شده اَم در اثر عفونت متورم شده بود و غدد بدخیم بدنم را احاطه کرده بودند. چون تا حدودی به پایان خط رسیده بودم و از دکترها نیز قطع امید کرده بودم بدون آشنایی به چگونگی این قبیل روزه گرفتن روزه اَم را شروع کردم. من شنیده بودم که در آلمان و در بیشتر کشورهای اروپایی و آمریکایی دکترهایی با روش این پزشک که مدت چهل سال با روزه داران خود را مشغول کرده بود کلینیک هایی برای روزه گرفتن دایر کرده اند و مردم در این کشورها با گرفتن روزه خود را درمان می کنند. به ناچار به کلینیک روزه داران در یکی از شهرهای آلمان در "برمن" رفتم و تحت سرپرستی پروفسوری آلمانی مدت یک هفته روزه گرفتم، اما چون هزینه این قبیل درمانگاه ها بالا بود قادر نبودم که بیشتر از این مدت آنجا بمانم، به ناچار تصمیم گرفته بودم بدون کمک کسی در خانه ی خود روزه بگیرم.

پس از بازگشت از آلمان بیشتر کتب موجود در فرهنگ آلمانی که درباره روزه نوشته شده بودند را تهیه کردم و بیشتر خود را مطلع کردم تا اینکه با استفاده از این اطلاعات و تجربه ای که از کلینیک آلمان گرفته بودم سرانجام تصمیم گرفتم که بدون کمک کسی خودم روزه بگیرم.

به هر حال روزه را شروع کردم و در بین خانواده بودم، آن ها مشغول زندگی معمولی خود بودند و من در اتاقی دیگر در حال روزه گرفتن بودم.

هرگز به مشکلاتی که برای خود و خانواده ام در اثر روزه گرفتن من به وجود می آمد فکر نکرده بودم، زیرا به قدری مشکل داشتم که نمی دانستم به کدام یک از آن ها فکر کنم، بعدها در طول روزه بود که فهمیدم غذا خوردن را برای سه فرزند و همسرم تبدیل به عذاب کرده ام و خود نیز در اثر بوی غذاهایی که در خانه پخته می شد ناراحت بودم، اما چاره ای نداشته و به هر ریسمانی آویزان می شدم تا این که امیدی تازه پیدا کنم و خود را از مرگ زودرسی که دکترها پیش بینی کرده بودند نجات دهم. روزه را با تمام این مشکلات شروع کردم و طبق تجربه ای که از کلینیک در آلمان کسب کرده بودم پس از سپری شدن سه روز اول دیگر به غذا خوردن فکر نمی کردم و بدنم مانند شمعی در حال ذوب شدن بود و غرق در عرق می شدم، به طوری که همسرم بعضی روزها سه بار ملافه هایم را عوض می کرد.

یک تشک سفید و پنبه ای داشتیم که بچه ها روی آن کشتی می گرفتند و روزها تبدیل به مبلی می شد که می توانستیم روی آن بنشینیم. من روی این تشک می خوابیدم و روزه می گرفتم. چنان عرق می کردم که نه تنها ملافه هایم خیس می شدند، بلکه عرق از این تشک پنبه ای نیز عبور می کرد و فرش زیر را نیز خیس می کرد. عرق بدبوی کشنده ای که در آغاز بیشتر بوی داروهایی را می داد که از قبل مصرف کرده بودم و خلاصه دوازده روز از این روزه گرفتن گذشت و مشکل آنچنانی برایم رخ نداد و به روزه ادامه می دادم تا این که در روز سیزدهم مانند کسی که با ماشین در جاده ای باشد و تنواند ماشینش را کنترل کند کنترل خود روی بدنم را از دست دادم و شدت عرق کردن و تهوع به قدری بود که همسرم گفت اگر به بیمارستان نروی خودم را از بالکن به پایین پرت خواهم کرد، طولی نکشید که آمبولانسی آمد و مرا به بیمارستان منتقل کردند.

من همه چیز را زیر نظر داشتم و می دانستم که خطری تهدیدم نمی کند، اما شدت پاکسازی چنان سریع بود که که همسرم به راستی ترسیده بود و نمی داست که با من چه کند. پس از بستری شدن در بیمارستان به علت این که آب زیادی از بدنم دفع شده بود و پوستی بر استخوان از من باقی مانده بود تصمیم گرفتند که به من سرم وصل کنند، هنوز چند دقیقه از وصل کردن سرم نگذشته بود که بدنم تمام آن واکنش های پاکسازی را قطع کرد و من در شرایط جدیدی قرار گرفتم و از این که آنها در اثر بی اطلاعی مانع پاکسازی بدنم شده بودند متأسف شدم و سرم را بیرون کشیدم و به پرستار گفتم که حالم خوب است و می خواهم به خانه برگردم که با ممانعت او مواجه شدم و او گفت باید صبر کنم تا صبح دکترها مرا معاینه کنند و اگر اجازه دادند می توانم به خانه بروم.

روز بعد که دکترها دور تختم جمع شدند هر کدام نظری می دادند و از من می خواستند که مدت بیشتری در بیمارستان بمانم که با تمام نظرات آن ها مخالفت کردم و به خانه بر گشتم. در طول این مدت ده کیلو وزن کم کردم و زمانی که خوردن غذاهای خام را شروع کردم متوجه شدم که نه درد پا دارم و نه دیگر با زخم معده و اثنی عشر مشکلی دارم، تورم کلیه اَم از بین رفته بود و از چنان انرژی برخوردار بودم که هرگز در تمام عمرم به یاد نداشتم. غده های
سرطانی ام بسیار کوچک شده بودند و احساس شعف فراوانی تمام وجودم را در بر گرفته بود. احساس می کردم که از زندان بیماری ها رها شده ام و به همین علت بود که مربی فوتبال شدم و هر روز کیلومترها می دویدم و از تمام دردهای گذشته دیگر خبری نبود.

می دانستم که تحول بزرگی در من به وجود آمده است، اما مطمئن نبودم که غده های سرطانی ام نیز دفع شده است، به همین خاطر عکس برداری کردم که توسط عکس مشخص شد که غدد سرطانی بسیار کوچک و بعضی ها نیز دفع شده بودند. من منتظر موقعیتی بودم که دوباره روزه بگیرم و بقیه غددم را دفع کنم. به همین دلیل با پسر بزرگم که او نیز با خامخواری هوشیاری عجیبی به دست آورده بود و من از طریق مربی فوتبال شدن توانسته بودم رابطه ی دوستانه ی عمیقی را با او برقرار کنم صحبت کردم و از او خواستم کمک کند تا بتوانم خانه ای کوچک برای خود تهیه کنم و دوباره به تنهایی روزه گرفتن را شروع کنم و بتوانم بقیه ی غدد سرطانی اَم را دفع کنم. او نیز با کم کردن هشت کیلو از وزن خود از شر آلرژی خلاص شده بود و مرا خوب می فهمید. خلاصه پس از چند روز خانه ای تهیه کردم و به هدفی که خواستم رسیدم و پس از چند روز دوباره روزه گرفتم.

این بار دارای مقداری تجربه بودم و با خواندن کتب مختلف درباره روزه بیشتر با پاکسازی و بحران هایی که در زمان پاکسازی ممکن است پیش آید آشنا شدم و با آگاهی بیشتری روزه گرفتم. پس از بیست و چهار روز که از این روزه گذشت احساس کردم که دیگر نیازی به روزه ندارم و از درون ندایی شنیدم که دیگر بدنم از وجود غدد سرطانی پاک شده است. به همین خاطر آگاهانه روزه ام را شکستم و بدون پیش آمدن مشکلی این مرحله را پشت سر گذاشتم. پش از چند روز با ترس و تردید دوباره عکس برداری کردم که به من گفتند دیگر غده ی سرطانی ندارم. وزنم از هفتاد و شش کیلو به چهل و سه کیلو رسیده بود و مانند آفریقایی های گرسنه ای بودم که فقط پوستی بر استخوان خود دارند.

سرشار از انرژی بودم و از تمام دردهای گذشته آزاد شده بودم و شعف و نشاط تمام وجودم را احاطه کرده بود و مانند بچه ای راحت می خوابیدم و با پرندگان از
خواب بیدار می شدم و با ورزش  و امیدواری غیر قابل توصیفی روزگار می گذراندم. پس از مدتی تصمیم گرفتم که در آلمان شروع به تحصیل کنم و تمام علومی را که درباره ی تندرستی و روزه در آن کشور موجود بود یاد بگیرم که نتیجه آن پس از پنج سال این شد که تمام روش های درمانی دیگری که از سراسر دنیا جمع آوری کرده بودند و در کالج فیت فور لایف آن را عرضه می کردند را یاد بگیرم و بدانم که علت بیماری ما انسان های با خود بیگانه شده، چیست.

پس از اتمام تحصیلاتم به آلمان رفتم و در یکی از کلینیک های روزه داران استخدام شدم و یک سال و نیم در آن کلینیک تجارب لازمه ی علمی را فرا گرفتم و برای مسلط شدن بیشتر بر خود به کسب اطلاعاتی شروع کردم که زندگی جدیدم به آن ها نیاز داشت. بیمارانی که دنبال تندرستی می گردند باید بدانند که روزه گرفتن باید جزیی از روش درمانی باشد که آن ها برای سالم کردن خود به آن نیاز دارند. روزه یک برکت است و بدن را در شرایطی قرار می دهد که بتواند خود را درمان کند. تمام موجودات روزه می گیرند و اگر کسی می خواهد که سالم شود و سالم بماند باید از برکات روزه استفاده کند.

درباره نویسنده (دکتر شلتون)

به ندرت کسی پیدا می شود که مانند دکتر شلتون (Shelton) تا این اندازه مسئولانه کتابی درباره روزه نوشته باشد. او بیشتر از هر کس دیگری خود را با روزه گرفتن و سرپرستی روزه داران مشغول نمود، به طوری که در آمریکا یکی از معروف ترین و خبره ترین متخصصان درباره تندرستی و روزه است. هنگامی که این کتاب به چاپ رسید، دکتر شلتون مدت پنجاه سال بود که سرپرستی یک مدرسه تندرستی را به عهده داشت و مردم از تمام دنیا با بیماری های متفاوت به درمانگاه او می آمدند، به جایی که بیشتر به عنوان شهر مقدس معروف شده بود.

دکتر شلتون از زمانی که محصل بود و درس می خواند درباره روش طبیعی تندرستی، تفکر و تحقیق کرده و سعی نموده بود که این روش را گسترش دهد. او در همان سنین جوانی که به دانشکده پزشکی می رفت متوجه شد که شیوه های درمانی موجود همگی به بیراهه می روند و اعتقاد پیدا کرد که حفظ سلامتی فقط به وسیله پیروی از زندگی و یک روش سالم ممکن می شود. او به عنوان یک نویسنده پر کار مقالات بی شماری در مجلات می نوشت و کتاب های بسیاری تألیف نمود. هنگامی که این کتاب به چاپ رسید او مجله Hygienis Review را منتشر می کرد که خود آن را تأسیس کرده بود. او بیشتر عمر خود را صرف این معضل کرد که کشف کند چرا انسان بیمار می شود و چگونه می توان بیماری ها را از بین برد و سالم شد.

بخش اول:

 روزه گرفتن شامل حال شما نیز می شود!


روزه گرفتن فقط به معنی غذا نخوردن نیست، روزه شامل ابعاد گسترده ای می شود. روزه، هم روی جسم اثر دارد و هم روی دنیای احساسی و عاطفی ما تأثیر می گذارد و باعث می شود که خود را سالم حس کنیم. من اصطلاح روزه طبیعی را پرهیز از هر گونه غذا خوردن در زمانی مشخص معنی می کنم. در این ایام، شخص روزه دار فقط از آب فاقد الکل و ناخالصی استفاده می کند و از خوردن تمام چیزهای دیگر خودداری می کند.

توجه داشته باشید که منظور از روزه طبیعی در این کتاب، روزه ای است که برای کاهش وزن، درمان بیماری ها و افزایش نیروی بدن گرفته می شود و با روزه مذهبی خصوصاً روزه ای که مسلمان ها (روزه یک ماهه) می گیرند کاملاً متفاوت است. زیرا روزه مذهبی آداب و شرایط خاصی دارد و دارای اهداف متعالی می باشد که در کتاب های مذهبی به آن اشاره شده است. آن هایی که معتقدند روزه با گرسنگی یکسان است، اشتباه می کنند. در اصل، هنگامی که شخص از خوردن غذا خودداری می کند دو مرحله را پشت سر می گذارد که هر دو مرحله حائز اهمیت است. مرحله ی اول روزه که با نخوردن شروع می شود، مرحله ی دوم، حالتی که در آن می توان از گرسنگی سخنی به میان آورد. اولین مرحله روزه زمانی است که بدن از مواد ذخیره خود استفاده می کند، یعنی بدن تا مدتی مشخص مایحتاج خود را از مواد ذخیره ای که در اختیار دارد یر طرف می کند. مرحله ی دوم، مرحله ای است که بدن تمام ذخایر خود را مصرف نموده است و دیگر مواد ذخیره ای برای
تغذیه خود در اختیار ندارد و ذخیره اش تمام شده است. ادامه روزه در این حالت برای شخص ایجاد خطر می کند و نخوردن غذا توأم با گرسنگی می باشد. آنقدر اختلاف نظر درباره ی انواع و شیوه های روزه داری متفاوت است که هر کسی دچار سرگیجه می شود که کدام نوع روزه بهتر است. مثلاً می گویند روزه درمانی با آب، یا آب میوه یا آب سبزیجات، یا چای سبز و ... بزرگترین لطمه را کسانی می زنند که روزه را با گرسنگی کشیدن مقایسه می کنند. هم چنین کسانی هستند که روزه را با مردن در اثر سرما مقایسه می کنند و کلمه روزه در اصطلاح زبان انگلیسی به معنی مردن در اثر سرما ترجمه شده است. گرسنگی کشیدن یک نوع مردن است و کسی که دارای حداقلی از سلامتی است هرگز خود را نخواهد کشت. می توان تصمیم گرفت و در مدتی مشخص در اثر نخوردن غذا سلامتی خود را بهبود بخشید. این کاملاً ممکن است و هر کس بنا به وضعیت جسمانی خود می تواند مدت مشخصی غذا نخورد، اما این با گرسنگی که تحت تأثیر عوامل متعدد پیش می آید و شخص خود نمی خواهد غذا بخورد کاملاً متفاوت است. شخص روزه گیر خود تعیین می کند که تا چه مدت می خواهد غذا نخورد. اما گرسنگی معلوم نیست که در اثر چه عواملی پیش می آید و دلخواهی هم نیست.

من یادآوری کرده ام که روزه گرفتن یکی از عوامل جدید در زندگی ما است، می توان ادعا کرد که روزه گرفتن می تواند باعث تندرستی و ترمیم ضایعات گردد. حیوانات بیمار یا زخمی خود را از دیگران جدا می کنند و سعی می نمایند تا جایی مناسب و گرم که در معرض تحولات سخت آب و هوایی نباشد، پیدا کنند و آن قدر به استراحت می پردازند و از خوردن و فعالیت و کارهای متداول روزانه پرهیز می کنند تا این که دوباره حالشان خوب شود و برای خوردن اشتها پیدا کنند.

در دنیای حیوانات روزه نقشی اساسی دارد. حیوانات نه تنها زمانی که بیمار یا مجروح می شوند روزه می گیرند، بلکه در هنگام خواب های زمستانی و یا استراحت های تابستانی نیز روزه دار هستند (در مناطق استوایی بعضی از حیوانات در تابستان نیز روزه می گیرند). هم چنین حیواناتی هستند که در زمان جفت گیری از خوردن غذا اجتناب می کنند. خیلی از آنها تا زمانی که بچه ی خود را شیر می دهند از خوردن خودداری می کنند. بعضی از انواع پرندگان در هنگام تخم گذاری چیزی نمی خورند، بعضی از حیوانات پس از زایمان روزه می گیرند، بعضی از انواع عنکبوت ها بعد از شروع زندگی به مدت شش ماه چیزی نمی خورند. بعضی از حیوانات وحشی هنگامی که در دام می افتند روزه می گیرند. بسیاری از حیوانات در زمان قحطی و خشکسالی مدت زیادی بدون غذا زنده می مانند. بسیاری از حیوانات در زمستان های پر برف مدت زیادی چیزی گیرشان نمی آید که بخورند و زنده می مانند.

انسان های زیادی در بیشتر نقاط دنیا صد ها سال است که با روزه آشنا هستند و روزه می گیرند، چه از نظر مذهبی، چه به خاطر تندرستی، چه به خاطر برقراری نظم و کنترل بیشتر روی خود، حتی به خاطر مسائل سیاسی و یا برقراری مجدد سلامتی. چند سالی است که به مردم تلقین شده است برای این که نیرو داشته باشند باید هر روز حتماً چیزی بخورند، آن هم چه بخورند! دکتر هلندی به نام دکتر "فلیکس اوسلا" - که قبل از شروع قرن جدید به آمریکا رفته بود- توضیح می دهد که: تأثیر روزه معجزه آفرین است و انسان ها در شرایطی که تب دارند، ناراحتی معده و روده دارند، مشکلات روحی و روانی دارند، درد دارند و دچار بی اشتهایی اَند، نباید غذا بخورند و ما به عنوان پرستار در این حالت نباید آن ها را مجبور به خوردن کنیم.

فرهنگ روزه گرفتن به قرن ها پیش مربوط می شود. درباره آن در انجیل مطالب زیادی نوشته شده است، در "هومر" نیز، روزه یکی از روش هایی بوده است که در زمان قدیم مصریان به عنوان درمان بیماران از آن استفاده می کردند. یونانی ها و تمام اهالی مدیترانه از روزه برای درمان بیماری های خود مدد می گرفتند. در قرون وسطی دکترها در جوامع عرب زبان برای بیماران خود روزه تجویز می کردند، در ایتالیا در زمان "ناپولیتان ها" پزشکان به مدت 150 سال روزه را برای بیماران خود تجویز می نمودند که مدت آن به چهل روز نیز می رسید. من خود مدت چند دهه است که فقط با روزه مشغولم و بیماران خود را فقط به وسیله روزه درمان می کنم. مدت روزه گرفتن بیمار از چند روز تا سه ماه نیز طول کشیده است. بیماران، هم برای کم کردن وزن خود و هم برای برقراری مجدد تندرستی روزه می گیرند.داستان جالبی را از بیماری که نزد من آمد تعریف می کنم:

آقای آ.ب. بیشتر عمر هفتاد ساله خود را با درد گذرانده بود و تا این زمان کسی برای دردهای بی علاج او نتوانسته بود کاری انجام دهد. مدت سی سال بود که از آسم عذاب می کشید و هنگامی که در زمان مشخص دچار حمله آسم می شد، باید به بیمارستان منتقل می شد. این بار، دفعه ی پنجمی بود که او را به بیمارستان منتقل و بستری می کردند. مدت زیادی دچار عفونت حفره های کنار بینی شده بود، گوش چپش کر شده بود و بیشتر از شش سال بود که دچار بزرگی پروستات نیز شده بود و سال های متمادی عقیم مانده بود. او عینکی و کم مو بود و علائم زیادی از انواع بیماری های دیگر را یدک می کشید که همگی گواه بد بودن شرایط تندرستی اش بودند. او سال ها با تمام روش های درمانی شناخته شده پزشکی تحت درمان قرار گرفته بود، اما واقعاً هیچ کدام نتوانسته بودند سلامتی واقعی را به او برگردانند، برای مدتی به وسیله ی معالجه با روشی خاص توانسته بودند برای کوتاه مدت درد او را کم کنند، اما درمانش هرگز میسر نشده بود. او کاملاً نا امید و بسیار ضعیف و رنجور شده بود و شرایط سلامتی اش به خاطر طولانی شدن بیماری مرتب وخیم تر شده بود. درمان شخص مبتلا به آسم با روش های معمولی فقط برای مدتی کوتاه درد بیمار را تخفیف می دهند، اما از درمان قطعی خبری نیست و به مرور زمان حال بیمار بدتر نیز می شود. هم چنین واضح و آشکار است که برای بیماران مبتلا به ناراحتی های حفره های بینی در بین روش های پزشکی متداول، شیوه درمانی خاصی وجود ندارد. برای کر بودن هم درمانی وجود ندارد و تا کنون علم پزشکی برای این قبیل بیماری ها نتوانسته کاری انجام دهد و این قبیل بیماری ها به بیماری های لاعلاج مشهور شده اند. هم چنین علیه بزرگ شدن و گوشت زیادی آوردن پروستات، آقایان پزشک کاری از دستشان ساخته نیست، زیرا نمی دانند چرا پروستات به این مشکلات گرفتار می شود. ظاهراً تمام این بیماری ها از نظر علم پزشکی لاعلاج می باشند. این برای پنجمین بار بود که این آقا در یکی از بیمارستان های شیکاگو بستری می شد، پس از مدتی بستری شدن در بیمارستان تصمیم گرفت که راهی جنوب شود، جایی که او آدرسش را از کسی دریافت کرده بود. کلینیکی که شهرت خوبی در آمریکا پیدا کرده بود. کلینیک من. این آقا که سرفه هایش خطرناک شده بود می گفت در بین راه با خود فکر می کردم آیا این همه هزینه و زحمت آخر سر نتیجه ای خواهد داشت و یا این که مثل همیشه بیهوده است؟ خلاصه پس از تأمل بسیار به این نتیجه رسیده بود که تمام راه های درمانی که تا کنون آزمایش کرده هیچ کدام نتوانسته اند برای او کاری کنند و او مصمم شده بود برای آزمایش هم که شده به درمانگاه من بیاید. چندین هزار بیمار مبتلا به آسم نومیدانه دست از پا درازتر زیر پنجه های مخوف این بیکاری می نالند و کسی نمی تواند برایشان کاری انجام دهد. پس از این که کارهای اولیه او را انجام دادیم به او گفتم که تمام داروهایی را که با خود به همراه داشت در سطل آشغال بیندازد - داروهایی که او برای تسکین دردش از آن ها استفاده می کرد، اما فهمیده بود که هیچ کدام از آن ها نمی توانند او را درمان کنند- وقتی به او گفتم که از مصرف دارو باید خودداری کنید گفت: پس زمانی که دچار حمله آسم می شوم از چه چیزی استفاده کنم؟ به او گفتم که اگر دچار حمله شدی دندان هایت را روی هم بگذار و مشت هایت را گره کن و در مقابل آسم بایست. هم چنین به او گفتم اگر مدام از دارو استفاده کنید، نمی توانید سالم شوید. او را به رختخواب فرستادم و به او گفتم که به جز آب از تمام خوردنی های دیگر خودداری کند، تا زمانی که دوباره به او اجازه خوردن چیزی داده شود. او پیش خودش فکر کرده بود که روش های درمانی ای که ما در اینجا برای بیماران خود در نظر می گیریم شاید مشکل تر از خود بیماری هایی باشد که با آن ها دست و پنجه نرم کرده اند! او پیش خود فکر می کرد که آیا ممکن است بدون خوردن غذا مدت زیادی زنده بماند؟ چون سال ها بر اثر بیماری آسم نتوانسته بود نیاز اکسیژن خود را کاملاً برآورده سازد به کلی ضعیف شده بود. به او گفته شد که مطمئن باشد که همه مواظب او هستند و از او کاملاً مراقبت می کنند، تا مشکل جدیدی برایش پیش نیاید. تجربه ی جدید برای این آقا خالی از ترس نبود. روزه گرفتن همیشه ناخوشایند نیست، اما ممکن است که در نوع خود برای بعضی بیماران تجربه ای جالب و بی نظیر باشد که در اثر سبک شدن احساس آزادی و نشاط بیشتری می کنند و از خود راضی تر هستند. در اولین شب روزه، در حدود ساعت چهار صبح بود که حمله ی آسمی به او دست داد. هنگامی که طاق باز می خوابید نفس کشیدن برایش غیر ممکن می شد، او لبه تختش نشسته بود و زنگ را به صدا در آورد تا کسی به کمکش بیاید. دکتری که در آن شب در آن جا بود پیش او رفته و او را دلداری داده بود و به او گفته بود که این قبیل حمله های آسمی تا بیست و چهار ساعت دیگر تمام می شوند. هنگامی که دکتر اتاق او را ترک کرد او دوباره به طرف پنجره رفت تا هوای بیشتری تنفس کند، پس از چند لحظه صدای اعتراضش بلند شد که: این دیگر کجا بود که به من معرفی کردند! این آقایان برای تخفیف آسم حتی دارویی تسکین دهنده به من نمی دهند! مرتب این نکته را با روزه دار بغل دستی اَش - که او نیز تازه به روزه ترغیب شده بود- عنوان می کرد. مجدداً برای تنفس به طرف پنجره رفت و پس از چند بار تکرار این عمل به رختخواب رفت و خوابید. روز بعد که دکتر به عیادت او رفت چنان حالش بهتر شده بود که سهل انگاری های فرضی مسئولان درمانگاه در شب گذشته را فراموش کرده بود و خوشحالی اَش مرزی نداشت. روز به روز نفس کشیدن چنان برایش آسان تر شده بود که خاطرات روزهای جوانی اَش را زنده می کرد، از آسمش خبری نبود، در تمام مدت اقامتش در آسایشگاه حتی یک بار هم دچار حمله آسم نشد. فشار در حفره های بینی اَش هنوز ادامه داشت و او باید هم چنان به روزه گرفتن ادامه می داد، بعد از شش روز که از روزه اَش گذشت توانست بدون هیچ گونه ناراحتی ای ادرار کند. پروستاتش تقریباً به اندازه ی معمولی برگشته بود. او هم چنان به روزه گرفتن ادامه داد  و منتظر بود که ببیند در روزهای آینده علائم کدام بیماری در کدام قسمت بدنش ظاهر می شود. روزه را ادامه داد تا این که حفره های بغل بینی اَش دیگر مشکلی نداشتند و سراسر وجودش پر از نشاط شده بود. در روز بیست و پنجم  روزه اش از دکترش پرسیده بود که آیا وقت آن نرسیده که دوباره غذاخوردن را شروع کند؟ به او گفته شد که هنوز زمان مناسب نرسیده و عاقلانه است که روزه را ادامه دهد. دکترش به او گفته بود: البته شما زندانی نیستید، اما اگر چند روز دیگر روزه بگیرید خود از آن چه که به دست آورده اید حیرت می کنید. او رهنمودهای دکتر را پذیرفت و به روزه ادامه داد و هر لحظه برای او معجزه ای جدید رخ داد. در روز سی و ششمِ روزه اَش احساس کرد که گوشش دوباره می تواند بشنود، گوشش در حالتی بود که قادر بود صدای تِک تِک ریز عقربه ساعت را بشنود. پس از چهل و دو روز او روزه اَش را به پایان رسانید و شروع به خوردن غذا کرد. اما برای او نکات متعجب کننده دیگری پیش آمد. پس از چند روز که به خانه ی  خود بازگشته بود متوجه شد توان جنسی اَش نیز ترمیم شده و دیگر عقیم نیست. برای سرپرستان درمانگاه واضح بود که بسیاری از مردان عقیم و زنان نازا در اثر روزه بر عقیم بودن و نازایی خود غلبه می کنند. این یک تعریف من درآوردی نیست، بلکه واقعیت جریان زندگی مردی است که روز اول با ناله و زاری به این جا آمد و روز آخری که از اینجا رفت سر تا پا نشاط شده بود. البته من از این قبیل بیماران زیاد داشته ام. بر طرف شدن مشکل کری این آقا در اثر روزه گرفتن را نباید این طور تلقی کرد که هر فرد کری در اثر روزه می تواند دوباره شنوا شود. کسانی نیز دارای این قبیل مشکلات بوده اند و روزه هم گرفته اَند، اما کاملاً شنوا نشده اند. این امر، هم چنین شامل کوری نیز می شود که در اثر عوامل متعددی به وجود می آید. به این دلیل، کوری، بعضی وقت ها به وسیله ی روزه شفا می یابد. کسی که از معجزات روزه بهره مند نشده به ندرت می تواند این تعریف ها را قبول کند. متخصصین تندرستی ما به ندرت این قبیل درمان ها به وسیله روزه گرفتن را قبول می کنند، زیرا آن ها خودشان هرگز روزه نگرفته اَند. این روش جدید و تازه ای نیست، بلکه یک شیوه ی کاملاً طبیعی است که میان تمام موجودات رایج است و مطمئن ترین و عاقلانه ترین و طبیعی ترین روشی است که به وسیله آن می توان سلامتی مجدد را به دست آورد.

بیشتر از 170 سال است که طرفداران روش طبیعی تندرستی، از روزه گرفتن به عنوان وسیله ای برای برقراری مجدد تندرستی استفاده می کنند و بدین وسیله بدن را در شرایطی قرار می دهند که بدون معطلی بیماری ها را بر طرف و سلامتی را بر قرار سازد. این پیشاهنگان روش طبیعی تندرستی، گنجینه ای گرانبها از تجارب کلینیکی دارند که به آن ها این نوید و جرأت را می دهد که ثابت کنند روزه گرفتن مثبت، ترمیم کننده و تقویت کننده نیرو می باشد و به عنوان قسمتی از زندگی سالم باید اجرا شود و از آن استفاده های بسیار به عمل آید. انسان هایی هستند که به روزه بی اعتماد و مظنونند. بیشتر این مردم درباره روزه اصولاً چیزی نمی دانند و چگونگی اجرای آن را نیز یاد نگرفته اند. بیشترین کتاب هایی که علیه روزه نوشته شده توسط کسانی است که در تمام عمر خود حتی یک روز یک وعده غذای خود را کنار نگذاشته اند. روزه گرفتن نقش مؤثری در تندرستی و حفظ آن ایفا می کند. به وسیله روزه وزن بدن متعادل می شود. هم چنین برای کسانی که مشکل روانی و روحی دارند و به بهبود حال خود می اندیشند، بهترین روش است. کسی که به تندرستی فکر می کند باید همیشه از این گنجینه طبیعی برای برقراری تعادل روحی روانی و هم چنین برای نگهداری سلامتی جسمی خود حداکثر استفاده را ببرد و روزه را برای همیشه جزئی از زندگی خود قرار دهد.

بخش یازدهم:

 چند شرط ضروری برای روزه گرفتن


آنچه مسلم است و من می خواهم در این فصل به آن تأکید کنم این است که بر خلاف آن چه تصور می شود روزه یک جریان بسیار پیچیده است. روزه فقط شامل غذا نخوردن نمی شود. روزه قسمتی از هنر روحی- روانی انسان است، هنر خود - ترمیمی بدن است. اثرات عمومی مفید آن غیر قابل پیش بینی و عظیم بوده و فواید آن را نمی شود حدس زد. مسائل زودگذری که در اوائل و یا در ادامه ی روزه به وجود می آیند با تأثیرات مفید و اعجاز برانگیز آن قابل مقایسه نیست و هیچ گونه خطری را به وجود نمی آورند. شاید این موضوع با آن چه که من تا اینجا گفته ام متضاد باشد، زیرا همواره پیشنهاد کرده ام که روزه تحت نظر شخص کاردانی که به امور روزه واقف است گرفته شود، اما در بیماری های لحظه ای شخص می تواند بدون سرپرستی کسی خود اقدام به گرفتن روزه کند و چند روزی با مدیریت خود روزه بگیرد. سرپرستی و هدایت شخص بیماری که سالیان طولانی بیماری مزمنی را با خود حمل کرده است و زیر فشار درد و ناراحتی آن نالیده کار ساده ای نیست و احتیاج به آگاهی کامل دارد. وقتی که  یک بیماری طولانی شده و بدن شخص مبتلا در اثر آن لطمه دیده است و اندام ها و بافت ها مصدوم شده اند، شخص روزه گیر و سرپرست او باید با آگاهی و دقت روزه را دنبال کنند تا شخص بیمار بتواند به هدف خود برسد. در این چنین شرایطی بسیار خطرناک است که شخص به تنهایی اقدام به گرفتن روزه کند و یا به حرف های مردم عوامی گوش دهد که از روزه هیچ گونه اطلاعی ندارند. من خود بارها شاهد بوده ام که اشخاصی بدون اطلاع از تحولات و پیچیدگی های روزه محل هایی را دایر کرده اند و بدون این که درباره ی روزه تحصیل کرده و متخصص شده باشند، مردم را به گرفتن روزه وادار کرده اند، به این خاطر لازم است که مواظب افراد سودجو باشیم و کسی را برای سرپرستی روزه خود انتخاب کنیم که در این خصوص تحصیل کرده و بداند در هنگام روزه منتظر چه تحولاتی باید بود و در امور طبیعی تندرستی متخصص باشد.

روش طبیعی تندرستی معتقد است که تمام نیازهای فیزیولوژی سلامتی در بدن همه ی افراد موجود است و در هنگام روزه این نیازها باید تأمین شوند تا به اندام ها و بافت ها لطمه ای وارد نشود. در هنگام روزه این نیازها به وسیله ی مواد ذخیره شده ی بدن تأمین می گردند. بعضی ها می گویند که روزه گرفتن مانند مردن است، در صورتی که این عقیده اشتباه است و در هنگام روزه بعضی از اعمال بدن سریع تر انجام می شوند. گر چه در اثر استراحتی که ما به دستگاه گوارش خود می دهیم تمام بدن را به حالتی شبیه استراحت در می آوریم اما تغذیه و تنفس، آب و دما، نور خورشید و حرکت، استراحت و خواب، پاکیزگی و تعادل روحی روانی جزء اصولی ترین نیازهای  بدن می باشند که باید تأمین شوند. تغذیه ی بدن به وسیله ی مواد ذخیره ی خود تأمین می گردد، آب را باید نوشید، زمانی که شخص احساس تشنگی می کند، آب برای نگهداری حرارت بدن ضروری می باشد، زیرا در هنگام روزه دمای بدن پایین می آید، نیاز به نور خورشید یک امر متابولیسمی بدن موجود زنده است، پاکیزگی از ضروریات است، خوابیدن و استراحت یکی از واجبات روزه می باشد. از همه مهم تر استراحت و آرامش روانی است که شخص روزه گیر در تمامی طول روزه خود بدان نیازمند است. خونسردی و آرامش درونی باعث به هدف رسیدن شخص روزه دار می گردد. هر شخص روزه گیر قبل از اقدام به روزه باید خود را از لحاظ روانی آماده نماید و اصول زیر را رعایت کند.

دانلود کتاب " روزه می تواند زندگی ات را نجات دهد " 
  معرفی کتاب های بیشتر 
  درمان بیماری ها با رژیم تغذیه ای    
   مصاحبه و گزارش از بیمارانی که بیماری های صعب العلاج خود را با اصلاح رژیم غذایی درمان نموده اند   
   درمان با خام گیاه خواری 

مطالب دیگری از سایت






موضوع : تغذیه در درمان بیماری ها ، درمان با خام گیاه خواری ، 
نشانک ها: معرفی کتاب، دانلود ها،
پیوندها : مرجع مقاله در ویلاگ میوه خواری از ابوطالب رحیمی،




 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک به صفحه مربوطه مجاز می باشد