تبلیغات
تغذیه و سلامت - شرحی بر محصولات تراریخته : از کتاب " انقلاب غذایی " از جان رابینز : قسمت اول
 

Google

در این وب سایت


























تغذیه و سلامت
رژیم غذایی سالم و تاثیر آن بر سلامت و بهبود بیماری ها - نوع تغذیه و سبک زندگی است که سلامتی پایدار را به ارمغان می آورد





شرحی بر محصولات تراریخته

درباره بیوتکنولوژی چه می دانید؟


برای قرن‌های بی‌شمار،‌ کشاورزان و باغداران کوشیده اند تا ویژگی‌های گیاهان را طوری تغییر بدهند که واجد ویژگی های دلخواه شان باشد. اما تلاش آنها محدود به دستکاری ویژگی‌هایی بوده که از قبل موجود بوده اند. شما می‌توانید یك پرتقال را به نوع پرتقال دیگر پیوند بزنید اما نمی‌توانید آن را مثلا به یك گوریل یا یک سیب پیوند بزنید. شما اصطلاحا مقید به «کبوتر با کبوتر، باز با باز» هستید.

در مهندسی ژنتیك اما، ژن‌ها معمولا از یك گونه گرفته می‌شوند و به گونه دیگر تزریق می‌شوند تا ویژگی مورد نظر در گونه دوم بوجود بیاید. پس از فلیور سیور، دومین محصولی كه به صورت تجاری و مهندسی شده تولید شد، توت فرنگی‌ای بود كه ژن یك ماهی ساکن قطب شمال ( کفشک ماهی1 ) به آن تزریق شده بود تا در برابر یخ‌زدگی مقاوم باشد. اما این اقدام هم با ناكامی توام شد.

با آنكه این فناوری هنوز دوران نوپایی خود را سپری می‌كند ( نخستین كشت گیاهان مهندسی شده در مقیاس وسیع در سال 1996 صورت گرفت ) با این حال افرادی بسیاری امیدوارند كه غذاهای مهندسی شده پاسخی برای نیازهای بشریت باشد. امید این بود كه این مواد غذایی، راه حلی برای گرسنگی جهان باشند، تا بدون استفاده از آفت‌كش‌ها،‌ غذاهای سالم‌تری به انسان عرضه كنند و همچنین به جهان سوم برای عبور از خطرات زیست محیطی انقلاب صنعتی كمك کنند تا به آینده روشن، سالم‌تر و پایدارتر دست یابیم.
ولی در ادامه مطلب توضیح خواهیم داد که عوارض این تکنولوژی ( بیوتیک ) بر سرنوشت جوامع چه بوده است .

برنج تراریخته

در سال 2000، مجله تایم روی جلد خود به « غلاتِ امید» اختصاص داد. در این گزارش هیجان زده به كشف «برنج طلایی» مهندسی شده اشاره شده بود. وجه تسمیه این نوع برنج، تزریق ژن‌های ویروس‌ها و همچنین گل‌های نرگس به آن بود كه باعث می‌شد تا برنج، بتا كاروتن تولید كند؛ ویژگی‌ای كه قبلاً در هیچ نوع برنجی نبود. تایم نوشت كه برنج طلایی می‌تواند هدیه الاهی برای نیمی از مردم زمین باشد كه برای سیر كردن شكم خود محتاج برنج هستند. تقریبا یك میلیون كودك در سال به دلیل كمبود ویتامین A جان خود را از دست می‌دهند و 350 هزار نفر دیگر نابینا می‌شوند. بدن انسان بتا كاروتن را به ویتامین A تبدیل می‌كند.

شواهد موجود درباره اینكه محصولات مهندسی شده می‌توانند به كاهش سوء تغذیه كمك كنند، قانع كننده به نظر می‌رسید. تایم برای بیان اینکه چه كشف با اهمیتی صورت گرفته از جیمی كارتر نقل قول كرد:« بیوتكنولوژی مسئولانه، دشمن بشر نیست؛ دشمن ما، گرسنگی است.»

اما در هیاهو و غوغای كشف برنج طلایی چند حقیقت از نظرها پنهان مانده بود. یكی این كه هنوز هیچ تضمینی در مورد پرورش یافتن این نوع برنج در خاك‌های مختلف وجود نداشت تا بتوان از آن به عنوان راهكاری برای از بین بردن گرسنگی جهانی یاد كرد. محققان گفتند كه به میلیون‌ها دلار هزینه بیشتر و همچنین یك دهه پژوهش بیشتر در انستیتو بین‌المللی تحقیقات برنج نیاز است تا بتوان انواعی از برنج طلایی را كه قابلیت كشت در مزارع كشاورزان را داشته باشد، تولید كرد. حتی در آن صورت هم کشت این نوع برنج نیاز به آب زیادی دارد در حالی كه خیلی مناطقی كه مردم در آنها با مشكل كمبود ویتامین A مواجه هستند،‌ مشكل كمبود آب هم دارند.

همچنین به این موضوع دقت نشده بود كه راه‌های دیگری برای جبران كمبود ویتامین A وجود دارد كه كم هزینه‌تر و كم خطرتر از مهندسی ژنتیك مواد غذایی است. مثلا، در بنگلادش سازمان غذا و كشاورزی ملل متحد ( فائو ) چنین پروژه‌ای را در سال 1993 كلید زد. با همكاری موسسه بین المللی هلن كلر و سایر سازمان‌های غیر دولتی،‌ فائو برنامه ای را برای كمك به توسعه باغچه‌های كوچك خانگی با اتكا به روش‌های بهینه كشت اجرا كرد. به خانواده‌هایی كه فاقد زمین كشاورزی بودند نشان داده شد كه چگونه گیاهان سرشار از ویتامین A از جمله لوبیا و كدو تنبل در خانه‌شان پرورش بدهند. به محض اینكه فواید سلامتی این پروژه نمایان شد، برنامه فائو بسیار توسعه یافت و پیشرفت كرد. در سال 1998، این برنامه به 3 میلیون نفر این فرصت را داده بود كه در خانه خود گیاهان حاوی مقادیر زیادی از ویتامین A را پرورش بدهند. تحلیلگران مستقل به این نتیجه رسیدند كه زمین بسیار كمی برای تولید مقدار کافی ویتامین A مورد نیاز است و هر چه تنوع میوه و سبزی مصرفی مردم بیشتر باشد به همان اندازه جذب ویتامین A و سایر ویتامین ها نیز افزایش می‌یابد. میزان افزایش سلامتی فقرا با اجرای چنین برنامه‌هایی، فوق‌العاده است.

مبلغان مهندسی ژنتیك می‌گویند كه اگر ما بر نگرانی خود در مورد مصرف مواد غذایی مهندسی شده غلبه نکنیم آنگاه كودكان كشورهای جهان سوم،‌ نابینا خواهند شد. اما در روز چهارم مارس 2001 هم مجله نیویوك تایمز و هم سنت لوئیس پست دیسپچ، فاش كردند كه یك كودك 11 ساله باید بین 27 تا 54 كاسه، برنج طلایی بخورد تا حداقل ویتامین A مورد نیاز روزانه خود را دریافت كند.

نكته دیگری كه در فرایند بزرگنمایی كشف برنج طلایی مغفول مانده این است كه شاید این محصول مهندسی شده بتواند به بشریت كمك كند، ، اما نماینده كل صنعت مهندسی ژنتیك نیست. تحقیقاتی كه روی « محصولات رویایی» از جمله برنج طلایی صورت گرفته تقریبا توسط موسسات انگشت‌شماری كه وابسته به بودجه‌های دولتی و یا بشر دوستانه هستند، صورت گرفته است. بخش اعظم صنعت مهندسی ژنتیك برای منافع بخش خصوصی طراحی شده و بودجه آن توسط شركت‌هایی چون مونسانتو تامین می‌شود.

این شركت‌ها، راهکاری اتخاذ كرده‌اند كه منجر به گمراهی شدید افكار عمومی شده است. در این راهکار، این شركت‌های بیوتك در كمپین‌های تبلیغاتی خود بارها به محصولاتی چون برنج طلایی اشاره كرده‌اند تا مردم را مجبور به پذیرش مهندسی ژنتیك بكنند در حالیكه واقیعت چیز دیگری است و آنها از روی هدف دیگری متمركز شده‌اند.

ذرت تراریخته

صنعت بیوتك ( بیوتکنولوژی )

شركت مونسانتو در سال 1901 توسط یك شیمیدان تاسیس شد تا ساخارین ، كه نخستین شیرین كننده مصنوعی بود، را تولید كند. در واقع این شركت امروز بزرگترین بازیگر صنعت مهندسی ژنتیك در جهان است. باب شاپیرو مدیرعامل مونسانتو در سال 1999 گفت:« من می‌خواهم تاكید كنم كه ما به طور كامل، پایبند به علم بیوتكنولوژی خواهیم ماند چون باور داریم كه این فناوری یك ابزار ایمن، پایدار و مفید در صنعت كشاورزی، تغذیه و سلامت انسان است و می‌تواند نیازهای جهان به غذا و فیبر را تامین كند.»

به نظر می‌رسد كه هدف وی كمك به جهان باشد اما مونسانتو هم مانند شركت‌های آسترا زنكا، دوپون، نووارتیس و اونتیس تنها انگیزه مالی و درآمدزایی دارد. این پنج شركت برتر بیوتكی در مجموع حدود 100 درصد بازار بذر‌های مهندسی شده را در اختیار دارند. همچنین آنها 60 درصد از بازار جهانی آفت‌كش‌ها را در اختیار دارند و به لطف خرید شرکت های کوچک تر، هم اكنون مالكیت 23 درصد از بازار تجاری بذر‌ها در دست آنهاست.

روابط عمومی این شركت‌ها هر ادعاهایی که داشته باشند تغییری در این واقعیت نمی‌دهند که تمركز آنها روی سودآوری است. برخلاف تولید كنندگان برنج طلایی، هدف این شرکت ها، تبدیل جهان به مكانی بهتر برای زندگی نیست. هدف آنها تنها كسب سود بیشتر است.

فیل بریانو استاد ارتباطات فنی در دانشگاه واشینگتن است. او همچنین از موسسان شورای ژنتیک مسئولانه2 است. او سئوال می‌كند: «چه كسی در این شركت‌ها سیاست‌ها را تعیین می‌كند؟ سرمایه‌گذاران تصمیم گیرنده هستند... آنهایی كه حساب و كتاب شركت در دستشان است. تنها پروژه‌هایی كه بیشترین سود را در بر دارند اجرا می‌شوند نه پروژه‌هایی كه به نفع نیازهای بشریت هستند.»

بیشتر مردم، حداقل در آمریكا ( كه خانه مهندسی ژنتیك است ) معتقدند كه از این فناوری برای سالم‌تر كردن غذا، یا افزایش محصول، یا بهبود طعم غذا، یا كاهش مصرف آفت‌كش‌ها،‌ یا افزودن ویژگی‌هایی كه به سود انسان و محیط زیست است استفاده می‌شود. متاسفانه حداقل تاكنون،‌ نحوه فعالیت این صنعت در جهت تحقق این اهداف نبوده است.

این صنعت چگونه عمل می‌كند؟ چه نوع محصولات كشاورزی ( محصولات تراریخته ) تولید می‌كند؟ در سال 1999،‌ در بیشتر مزارع ژنتیك جهان ( تقریبا در 80 درصد آن ) گونه‌های مختلف سویا، ذرت، پنبه و كانولای مهندسی شده توسط شركت‌های تولید كننده سموم كشاورزی كشت می‌شد. جالب اینكه این گونه‌ها به این دلیل تغییر ژنتیك داده شده‌ بودند تا در برابر آفت‌كش‌های تولید شده توسط همین شركت‌ها كه به «علف‌كش» معروف هستند، مقاوم شوند. علف کش ها نوعی از آفت کش هستند که گیاهان نامطلوب را می‌کشند یا در فتوسنتز آن‌ها اختلال ایجاد می کنند.

تا كنون كشاورزان می‌توانستند تنها قبل از كِشت محصول، علف كش‌ها را در مزرعه خود اسپری كنند، نه بعد از كِشت، چون علف كش ها علاوه بر نابود کردن علف‌ها، به خود گیاه هم لطمه می‌زدند. به همین دلیل بعد از سبز شدن گیاه می‌بایست به روش دیگری با علف‌ها مبارزه می‌كردند. اما اكنون به لطف اصلاحات ژنتیكی، كشاورزان می‌توانند در هر زمانی، علف‌كش‌ها را روی محصولات مهندسی شده خود اسپری كنند و آسیبی هم به محصول نرسد. البته به شرطی كه از علف‌‌كش‌های ویژه‌ای استفاده کنند كه محصول شان در برابر آنها مقاوم است.

شركت‌های بیوتك كه قصد دارند محصولاتشان، سودمند به نظر برسد، مكررا می‌گویند كه محصولات كشاورزی مهندسی شده به آفت‌كش‌های كمتری نیاز دارند. این عالی به نظر می‌رسد اما واقعیت چیز دیگری است.

«محصولات مقاوم در برابر علف‌كش‌ها» به این معنی است كه كشاورز می‌تواند بارها و بارها، علف‌كش‌ها را روی محصولات خود اسپری كند و علف‌های دور و بر آنها را از بین ببرد بدون اینكه كوچكترین آسیبی به خود محصول وارد شود. به همین دلیل در 80 درصد از مزارع ژنتیك جهان، محصولات تراریخته ای کاشت می‌شود كه تنها مزیت‌شان، مقاومت نامحدود در برابر آفت‌كش‌های خاص است.

اما در 20 درصد بقیه مزارع ژنتیك چه محصولاتی كشت می‌شود؟ در این زمین‌ها محصولاتی كشت می‌شوند كه مهندسی شده‌اند تا در سراسر چرخه زندگی‌ در تمام سلول‌هایشان آفت کش تولید کنند. یكی از این محصولات، سیب زمینی شركت مونسانتو است كه سیب زمینی «نیو لیف» ( برگ جدید ) نام گرفته است. شما با مشاهد این نام تصور می‌كنید كه این نوع سیب زمینی یك نوع سیب زمینی ارگانیك است كه در فروشگاه‌های سلامتی فروخته می‌شود. اما در واقعیت، فناوری سیب زمینی نیو لیف مونسانتو طوری طراحی شده كه هر سوسک سیب زمینی را که به آن گاز بزند نابود کند. طبق قوانین آژانس حفاظت محیط زیست آمریكا، این محصول باید به عنوان یك آفت‌كش در این سازمان ثبت شود.

گرد كردن سودها

تا سال 2000، هشتاد میلیون هكتار زمین در سراسر جهان زیر کشت محصولات كشاورزی مهندسی شده سویا، ذرت و كانولا رفته بود ـ- یعنی بیشتر از مساحت بریتانیای كبیر- و تمام این محصولات در برابر علف‌كش‌ها مقاوم بودند. جالب اینكه شركت‌هایی که این محصولات مهندسی ژنتیک شده را تولید و عرضه می کردند، در کار تولید و فروش علف کش های مناسب آن‌ها هم بودند.

پس تصادفی نیست كه پنج شركت بزرگ بیوتك جهان، همان پنج شركت بزرگ تولید كننده علف‌كش در این كره خاكی هم هستند. تولید محصولات كشاورزی مهندسی شده توسط آنان در واقع تضمینی است برای فروش آفت‌كش‌هایی كه تولید می‌كنند.

پرفروش‌ترین علف‌كش در جهان، علف‌كش «راندآپ»3 شركت مونسانتو است. در سال 2000، این علف‌كش حدود 3 میلیارد دلار برای این شركت درآمدزایی داشت و مونسانتو همچنان در حال برنامه‌ریزی برای افزایش فروش آن در آینده بود. اما دلیل این سود هنگفت چه بود؟ گونه‌های مهندسی شده سویا، ذرت و كانولای شركت مونسانتو كه «راندآپ ردی»4 نام داشتند در آن زمان نیمی از محصولات مهندسی ژنتیک شده در جهان را تشکیل می دادند.

محصولات راندآپ ردی به گونه‌ای مهندسی شده‌اند تا در برابر علف‌كش راندآپ مقاوم باشند و كشاورزان بتوانند بارها این علف‌كش را روی مزارع محصولات راندآپ ردی بپاشند بدون اینكه به محصول آسیبی برسانند. این ویژگی، تنها مزیت محصولات راندآپ ردی است و به همین دلیل هیچ كشاورزی بدون استفاده از علف‌كش راندآپ، اقدام به كاشت گیاهان راندآپ ردی نمی‌كند.

در سال 1998، مونسانتو حدود یك میلیارد دلار برای ساخت كارخانه‌های جدید در سراسر دنیا هزینه کرد تا به تولید بیشتر علف‌كش راندآپ بپردازد. در حالیكه اعتبار انحصار اختراع شركت مونسانتو در سال 2000 به پایان رسیده بود اما این موضوع باعث نگرانی آنها نشد. چون مونسانتو بسیار هوشمندانه تدبیری اندیشیده بود تا انحصار خود بر تولید علف‌كش خود را برای همیشه حفظ کند. تدبیر این شركت بسیار ساده بود. كشاورزانی كه محصولات راندآپ ردی مونسانتو را كشت می کنند باید قراردادی با این شركت امضا كنند كه مطابق آن، كشاورز موظف است تنها علف‌كش راندآپ این شرکت را خریداری كنند. با وجود داغ بودن بحث برنج طلایی و پایان گرسنگی در جهان، به نظر می‌رسید كه مونسانتو، انگیزه‌های دیگری در سر می‌پروراند.

عوارض محصولات تراریخته

اما آیا راندآپ ایمن است؟ با در نظر گرفتن استانداردهای علف‌كش‌ها می‌توان آن را تقریبا ایمن دانست و قطعا از نظر میزان سم موجود هم‌تراز با آفت‌كش‌های بسیار خطرناك این شركت مانند «د د ت»،‌« الاكلور» و یا «بوتاكلور» نیست. البته این به معنی بدون خطر بودن آن نیست. در واقع «سرویس ماهی و حیات وحش آمریكا» اعلام كرده كه 74 گونه گیاهی بر اثر استفاده مداوم و بی‌رویه از گلی‌فُسات5 كه ماده اولیه موجود در آفت‌كش راندآپ است، بالاقوه در معرض خطر هستند. مقدار كمی گلی‌فسات ( 10 بخش در هر میلیون ) باعث مرگ ماهی‌ها، تاخیر در رشد كرم‌های خاكی و همچنین افزایش میزان مرگ و میر آنها می‌شود. همچنین این ماده شیمیایی، باعث از بین رفتن میكروب‌های خاك می‌شود كه به گیاهان برای جذب مواد مغذی موجود در خاك كمك می‌كنند. در اوایل دهه 1990، این ماده شیمیایی، سومین عامل رایج بروز بیماری‌های مرتبط با مسمومیت‌ آفت‌كش‌ها در كالیفرنیا بود. ( كالیفرنیا تنها ایالتی است كه چنین آماری را ثبت می‌كند.) علائم مسمومیت با گلی‌فسات عبارتند از: سوزش پوست و چشم، استفراغ و اختلال قلبی.

در سال 1997، پس از شكایت دادستان عمومی نیویورك، شركت مونسانتو مجبور شد كه تبلیغات خود را كه در آن مدعی شده بود آفت‌كش راندآپ «كاملا ایمن» و «دوستدار محیط زیست» است جمع‌آوری كند. در آن زمان دادستان به این نتیجه رسیده بود كه مسمومیت توسط مواد موجود در راندآپ در مرگ 9 نفر، دخیل بوده است. همچنین تحقیقات نشان داده اند كه در معرض گلی‌فسات بودن، احتمال ابتلا به لنفوم غیر هاجكین كه یك سرطان بدخیم در افراد جوان است را افزایش می‌دهد. این نوع سرطان، سومین سرطان در آمریكا به شمار می‌آید كه بیشترین رشد را دارد.

دلیل جذابیت بذر‌های راندآپ ردی شركت مونسانتو این است كه این شركت به كشاورزان می‌گوید كه یك یا دو بار سمپاشی خوب با آفت‌كش راندآپ باعث خواهد شد تا تمام مشكلات مربوط به علف‌ها از بین برود. همچنین در تبلیغات مكتوب مونسانتو به كشاورزان گفته می‌شود كه « تنها علف‌كشی كه برای همیشه به آن نیاز دارید، راندآپ است.» البته حرف‌های جی بی نیلندز، استاد بیوشیمی و بیولوژی مولكولی دانشگاه كالیفرنیا واقعیت دیگری را نمایان می‌كند:« میزان آفت‌كش راندآپ كه مونسانتو قصد دارد در جریان فرایند كشت محصولات راندآپ ردی خود استفاده كند، ورای تصور است.»

چون در فرایند كشت محصولات راندآپ ردی از مقادیر بسیار زیادی علف‌كش راندآپ استفاده می شود،‌ میزان علف‌كش موجود در محصولات برداشت شده بسیار بیش حدی بود كه تا همین چند وقت پیش، حد مجاز به شمار می‌آمد. برای اینكه این فناوری از لحاظ تجاری، به صرفه باشد، اداره غذا و دارو مجبور شد تا حد مجاز مواد راند‌آپ باقی مانده در محصولات برداشت شده را سه برابر افزایش دهد. بسیاری از دانشمندان نسبت به این موضوع معترض اند و معتقدند كه افزایش سطح مجاز آفت‌كش‌ موجود در محصول راندآپ ردی با هدف موفقت نشان دادن شركت مونسانتو صورت گرفته و بیانگر این واقعیت تلخ است كه برای دولت منافع تجاری شركت‌ها نسبت به سلامت مردم، اولویت دارد. با وجود این اعتراض، تغییری در مقادیر مجاز علف‌كش موجود در محصولات راندآپ ردی ایجاد نشده است.

در تبلیغات و همچنین بروشورهای گلاسه مونسانتو، كشاورزان، تشویق می‌شوند تا به كاشت بذر‌های راندآپ ردی بپردازند و جالب اینكه در این تبلیغات به «مزارع پاك» اشاره شده است. البته منظورشان از مزارع پاك این است كه در زمین‌های كشاورزی پهناور، هیچ چیز به جز سویا، پنبه و یا كانولا نروید. روشن است که این تبلیغات تنها با هدف متقاعد كردن كشاورزان برای خرید محصولات مونسانتو صورت می‌گیرد و متاسفانه بسیاری از كشاورزان در دام آن می‌افتند. در واقع مزارع این كشاورزان به حدی شیمیایی شده‌اند كه نشانی از سلامت، طراوت و یا اكوسیستم‌های متنوع در آنها وجود ندارد. خاك مزرعه ای كه به جز گیاه كشت شده، عامل تجزیه كننده دیگری مانند كرم‌ها، حشرات و باکتری ها ندارد، تا حد زیادی به كودهای شیمیایی وابسته می‌شود.

ترفه این كه ما مزارع و غذای خود را با موادی سمی، سمپاشی می‌كنیم تا از فناوری‌ای بهره مند شویم كه عمدتا غیر ضروری است. روش‌های مكانیكی ساده‌تری همچون كشت بدون شخم، مالچ پاشی ( خاکپوش کردن ) و همچنین كاشت همزمان چند محصول همراه، وجود دارد كه با بهره گیری از آنها می‌توان با علف‌های هرز مبارزه كرد. اما هیچ یك از این روش‌های دوستدار طبیعت،‌ منافع اقتصادی در بر ندارند و وابسته به مواد شیمیایی نیستند. به همین دلیل برای مونسانتو و سایر شركت‌های فعال در حوزه كشاورزی شیمیایی كه تجارت مهندسی ژنتیك را در كنترل خود دارند، این روش‌های غیرشیمیایی هیچ جذابیتی ندارند.

شركت مونسانتو دوست دارد به ما بگوید که مزارع عاری از علف، باعث كمك به پایان سوء تغذیه خواهند شد. دكتر وندانا شیوا، مدیر «بنیاد تحقیقات علوم، فناوری و سیاست منابع هند» می‌گوید كه كشتن هر یك علف در این مزارع می تواند منجر به محرومیت فقرا از منابع اساسی تغذیه شان شود. او می‌گوید: «در هند، حداقل 80 تا 90 درصد مواد مغذی، از آن چیزی كه صنعت كشاورزی آن را «علف» می‌نامد، تامین می‌شود. كشاورزی تجاری معتقد است كه این علف‌ها از كشاورزی سرقت می‌كنند به همین دلیل مزارعی را كه 200 گونه مختلف علف در آنها وجود دارد و زنان منطقه از این گونه‌ها به عنوان غذا، دارو یا خوراك دام استفاده می‌كنند، با راندآپ یا سایر علف‌كش‌ها سمپاشی می‌كنند.»

شیوا می افزاید كه در بسیاری از موارد، مردم به دلیل دسترسی نداشتن به برنج طلایی از كمبود ویتامین A رنج نمی‌برند بلكه كمبود این ویتامین به سبب استفاده بی‌رویه از علف‌كش‌ها در مزارع است. او می‌گوید:« در حال حاضر در حدود 40 هزار كودك در هند به دلیل كمبود ویتامین A در شُرُف نابینایی هستند تنها به این دلیل كه كشاورزی صنعتی، بسیاری از گونه های وحشی گیاهان را نابود كرده است. این گیاهان منبع ویتامین A برای مردم فقیر در روستاها بوده اند. با تداوم گسترش بیوتكنولوژی، این روند دیوانه وار افزایش خواهد یافت.»

http://s9.picofile.com/file/8329013742/biotec_2.jpg

در همین حال سازمان‌های حفاظت از محیط زیست به ما می‌گویند كه افزایش استفاده از راندآپ برای حیات وحش مشکل ساز خواهد بود. بسیاری از گیاهانی كه توسط علف‌كش‌ها از بین می‌روند در واقع غذای گونه‌های دیگر هستند. در بریتانیا،‌ «انجمن سلطنتی حمایت از پرندگان» هشدار داده كه افزایش استفاده از راند‌آپ و سایر علف‌كش‌ها منجر به از بین رفتن گیاهانی خواهد شد كه برای مصرف پرندگان، غذا تولید می کنند و زیستگاه حشرات هستند. و این به معنای انقراض نسل بسیاری از گونه‌های پرندگان از جمله چكاوك خواهد شد. در حال حاضر هم به دلیل عملیات كشاورزی صنعتی، جمعیت این پرنده در حال كاهش است. گراهام وین،‌ مدیر اجرایی این گروه حمایتی می‌گوید:« توانایی پاك كردن مزارع از علف‌ها با استفاده از علف‌كش‌های قوی باعث خالی شدن مزارع از حیات وحش و همچنین بروز فاجعه برای میلیون‌ها پرنده و گیاه می‌شود آن هم در شرایطی كه جمعیت این پرندگان و گیاهان هم‌اکنون هم رو به كاهش است.»

البته در این میان تنها مونسانتو مقصر نیست. سایر شركت‌های تولید كننده سموم شیمیایی هم به شدت مشغول مهندسی كردن محصولاتی هستند که در برابر سموم تولیدی خودشان، مقاوم باشند. به عنوان مثال، شركت «اكرایوو» علف‌كش گلوفوسینت6 را تولید می‌كند. این شركت امیدوار است كه فروش این علف‌كش در چند سال آینده بیش از نیم میلیارد دلار افزایش یابد چون در حال توسعه محصولات مهندسی شده ایست تا در برابر گلوفوسینت مقاوم باشند.

این شركت مدعی است كه گلوفوسینت، «دوستدار محیط زیست» است. آژانس حفاظت محیط زیست اما، می‌گوید كه حتی مقادیر اندك این علف‌كش برای بسیاری از بی‌مهرگان آبی، خطرناك و سمی است. گلوفوسینت در آب حل می‌شود و به راحتی به آب‌های زیرزمینی راه می‌یابد.

همچنین شركت كالجین/ موسانتو یك گونه از گیاه پنبه ( به نام پنبه BXN ) تولید كرده‌ كه می‌تواند در برابر سمپاشی مستقیم علف‌كش بروموكزینول ( كه با نام تجاری باكتریل عرضه می‌شود ) مقاومت كند. بروموكزینول از سوی آژانس حفاظت محیط زیست به عنوان یك عامل احتمالی سرطانزا و همچنین تراتروژن ( ماده‌ای كه باعث نقص در زمان تولد می‌شود ) شناخته شده است.

هنگامی كه آژانس حفاظت محیط زیست مجوز استفاده از بروموكزینول برای سمپاشی پنبه مهندسی شده بی اكس ان را صادر كرد، این آژانس تصور می‌كرد كه بروموكزینول هیچ راهی برای ورود به زنجیره غذایی انسان ندارد. اما در برخی از مواقع سال در جنوب آمریكا،‌ به گاوها در مراكز دامپروری ، علف خشك شده داده می‌شود كه حدود 50 درصد آن ضایعات پنبه است. به همین دلیل بروموكزینول امروزه از طریق گوشت به زنجیره غذای انسان راه می‌یابد.
ادامه دارد

منبع: کتاب انقلاب غذایی ( Food Revolution )
نوشته: جان رابینز

  شرحی بر محصولات تراریخته : از کتاب " انقلاب غذایی " از جان رابینز : قسمت دوم
  مطالب بیشتر در باره محصولات تراریخته   
  تغذیه ناسالم و نقش آن در ایجاد بیماری ها   
  سلامت و محیط زیست





موضوع : تغذیه ناسالم ، سلامت و محیط زیست، 
نشانک ها: تراریخته ها،
پیوندها : وب سایت گیاه خواری،




یکشنبه 19 خرداد 1398 05:09 ق.ظ

I really like your blog.. very nice colors & theme. Did you make this website yourself or did you hire someone to do it for you? Plz reply as I'm looking to construct my own blog and would like to find out where u got this from. appreciate it
شنبه 18 خرداد 1398 12:22 ب.ظ

Hi! I just want to give you a huge thumbs up for your great info you have here on this post. I'll be coming back to your web site for more soon.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع و لینک به صفحه مربوطه مجاز می باشد